تبليغاتX
دلتنگی های یک کرم دندون - دیوار نوشته ها ...

دلتنگی های یک کرم دندون

دیوار نوشته ها ...

خوشحالم ... خیلی خوشحال ... تعجب کردی؟ ضدحال خوردی ؟ فکر می کردی الان نشستم یه گوشه و دارم با پتک می کوبم به سرم ؟ نه .... از این خبرا نیست ...

ار اینکه موفق شدم خوشحالم ... از اینکه به قولی که به خودم داده بودم عمل کردم ... از اینکه تکیه گاه نامطمئنی نبودم ...

دلخورم ... از تو؟ نه بابا ! از خودم ... از اینکه به خودم اجازه خوردن میوه ممنوعه رو دادم ... از اینکه ساده بودم ... صاف بودم ... آب بودم ...

سردرگمم ... نگرانم ... نگران تو ؟ نیستم ... اصلا نیستم ... می دونم انقدر آدم هست که حسرت با تو بودن رو بخورن ... نگران خودمم ... نگران آینده ... فکر می کنی میترسم؟ به خدا نه ... نمی ترسم ... فکر کردن بهش آرومم می کنه ... مرگ نیستی نیست .... آغاز بودنه ...

خسته ام ... از تظاهر به شادی ... از فکر های جورواجور ... از بودن ... از نوشتن ... از تو ؟ ... نمی دونم ... شاید ... شاید هم نه ...

می دونم ناراحتی ... می دونم ضربه خوردی ... می دونم فحشم دادی لعنتم کردی ... می دونم هنوز نتونستی ببخشیم ولی ...

چشماتو بببند و آروم ده بار پشت سر هم و زیر لب بگو ... مُرد مُرد مُرد مُرد مُرد 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مرداد 1384ساعت 11:0 قبل از ظهر  توسط کرم دندون  |